آيا 2-5-3 مي تواند گزينه اي تاكتيكي براي وياس بواس باشد؟
 


 

مرد پرتغالي انتخاب هايش را ارزيابي ميكند.
 
چلسي علاقه به بازي با تركيب 3-3-4 دارد و سرمربي جديد اين تيم نيز 3-3-4 را ترجيح مي دهد.اين دو مسئله غير قابل انكار است ولي پس از فروش آرين روبن , دامين داف و خروج جو كول باشگاه نتوانسته است به طور واقعي جاي اين وينگـرها را پر كند.نقشي كه از مهمترين ابزار 3-3-4 و هر نوع سيستم مدرني است.وياس بواس اين مسئله را به خوبي مي داند و به همين دليل باشگاه اقداماتي براي آوردن خوان ماتا از والنسيا و كوين دو بروين ( Kevin De Bruyne ) از گنك بلژيك انجام داده است ولي در حال حاضر فلورنت مالودا تنها بازيكني است كه در تركيب كنوني يك وينگر واقعي است.در چنين شرايطي نمي توان در مقابل وسوسه تجزيه و تحليل تركيب احتمالي چلسي و شايد استفاده ي گهگاه از سيستم 2-5-3 , سيستمي كه در فوتبال امروزي نادر است , جلوگيري كرد.
جاناتان ويلسون تولد 2-5-3 را به كارلوس بيلاردو كسي كه آرژانتين را قهرمان جهان كرد نسبت مي دهد.پس از مسابقات اروپايي سال 1984 جايي كه نقش وينگرهاي قديمي رد شد و وظايف تهاجمي ويژه اي به مدافعين كناري سپرده شد , بيلاردو تصميم گرفت مدافعين كناري اش را جلوتر برده و از آنها به عنوان هافبك استفاده كند در حالي كه با اضافه كردن يه مدافع مركزي به خط دفاع پوشش كافي انجام شود.اين تحول تاكتيكي با قهرماني آرژانتين در سال 1986 به اوج خود رسيد.حتي بعد از آن دوره آثار اين نوع بازي در تيم هاي قهرمانِ تورنمنت هاي بعدي مانند آلمان غربي جام جهاني 1990 و برزيل جام جهاني 1994 و همچنين آلمان در جام ملت هاي اروپا 1996 نيز ديده شد.در سال هاي بعد اين سيستم به آرامي از سطح اول فوتبال محو گشت و به نظر مي رسيد چنين تاكتيكي به پايان كار خورد رسيده است اما ناپولي در سال 2008 و اودينزه در فصل 2011-2010 و البته ليورپول در شب بازي با چلسي در استمفوردبريج ثابت كردند اين سيستم هنوز مي تواند موفق باشد.

اجزاي تشكيل دهنده ي سيستم 2-5-3 چيست؟
 
در اين تركيب 3 مدافع مياني وجود دارد كه يكي از آنها به عنوان سوييپر ( Sweeper ) پشت دو نفر ديگر كه معمولاً وظيفه ي مارك كردنِ دو مهاجم مركزي حريف را به عهده دارند بازي مي كند.دو بال كناري يا اصطلاحاً وينگ بـك هـا ( Wing-Backs ) كه نقشي فراتر از مدافعين كناري دارند و بالاتر بازي مي كنند به طوري كه نقش تهاجمي ديگري جلوتر از آنها و در كناره ها قرار نگرفته است پس موظفنـد براي كمك به تيم در فـاز دفاعي و تهاجمي , تمامي طول زمين را در سمت خود پوشش دهند.به طور طبيعي اين دو نفر از اجزاي حياتي و تعيين كننده در اين تركيب هستند به طوري كه مي توانند آن را ايجاد كرده و يا باعث تخريب آن شوند.در مركز زمين سه هافبكْ مثلث مياني را تشكيل داده و نهايتاً دو مهاجم مركزي خط حمله را رهبري مي كنند.
 
چرا 2-5-3 به طور بالقوه مي تواند سلاح غافلگير كننده اي براي چلسي باشد؟
1.چلسي چهار مدافع مركزي با كيفيت يعني تري , لوئيز , الكس و ايوانوويچ را در تركيب خود دارد كه از بين آنها حداقل ديويد لوئيز بازي با پاي خوبي دارد و توانايي بالايي در ارسال انواع پاس هاي زميني و هوايي دارد.
 
2.اشلي كول.مسلماً چلسي بهترين مدافع چپ دنيا را در اختيار دارد.در كنار وي با وجود پاتريك ون آنهولت ( Patrick Van Aanholt ) و رايان برتند ( Ryan Bertand ) به نظر كمبود استعدادي در اين قسمت ديده نمي شود.علاوه بر اين با حضور يك مدافع اضافي و اجازه ي پيشروي مضاعف به بازيكنان كناري مي توان انتظار داشت ون آنهولت در صورت آزادي بيشتر به طور خاص استعداد خود را بروز دهد.
 
3.خوزه بوسينگوا حتي پس از گذراندن دوره ي مصدوميت خود در فصل گذشته هنوز نتوانسته است روند ثابتي در پيش گيرد ولي انرژي و توانايي وي در پوشش تمامي طول سمت راست زمين كماكان اولين و مهمترين ارزش وي قلمداد مي شود.اضافه كردن يك مدافع جوان و پويا مي تواند خريد خوبي در اين بخش باشد ولي اين شانس نيز وجود دارد كه بازيكن پرتغالي اين بار از بازي در پست وينگ بك و حضور درصدي 70 به 30 به سود حمله در كنار دفاع لذت ببرد.
 
4.شايد چلسي در داشتن مهاجمان كناري فاقد كيفيت باشد ولي با وجود فرناندو تورس , ديديه دروگبـا , نيكولاس آنلكـا , دنيل استاريـج , روملـو لوكـاكــو و سالـومون كـالـو اين تيم كلكسيوني از مهاجمين وسط را در اختيار دارد كه بعضي از آنها مي توانند به عنوان مهاجم جلويي و بعضي نيز مي توانند نقش مهاجم دوم را به عهده بگيرند.
 
علاوه بر اين ميكل مي تواند در پست مدافع نيز بكار گرفته شود.نقشي كه به وي اين امكان را مي دهد تا فضاي پشت بازيكنان كناري را به هنگام پيشرويِ آنان پوشش دهد.ضمناً قدرت پاس خوب وي نيز كمكي به خط دفاع خواهد بود.در چنين شرايطي چلسي مي تواند سه هافبك مياني خود را , با قراردادن بازيكني با خصوصيت Box to Box مانند راميرز مقابل سه مدافع مياني و همچنين حضور دو هافبك تهاجمي جلوي وي , پوياتر از قبل تشكيل دهد.
 
چلسي تمامي اجزاي اين سيستم براي استفاده ي گهگاه به عنوان سلاح غافلگير كننده را دارد.علت تأكيد روي كلمه ي "گهگاه" در ادامه بررسي خواهد شد.
شرايطي كه سيستم 2-5-3 را غيرايده آل مي سازد
پيش از بررسي اين شرايط بهتر است بدانيم اين سيستم در چه صورتي ايده آل است.اگر حريف مقابل با دو مهاجم مياني كار را آغاز كند كه بصورت عرضي و نه طولي بازي مي كنند ( در واقع يعني دو مهاجم كنار هم قرار بگيرند و نه يكي پشت سر ديگري ) در اين حالت دو مدافع مركزي با يارگيري تن به تن عملاً آنها را از بازي خارج كرده و مدافع سوم نيز كه نقش سوييپر را دارد پوشش اضافي پشت آن دو را انجام خواهد داد.اگر حريف مدافعان كناري قدرتمند و تهاجمي داشته باشد دو وينگ بك پيش تاخته مي توانند آنها را در زمين خودي نگه داشته و مهار كنند تا كمكي از سوي آنان به مهاجمان نرسد.
اين دقيقاً همان چيزي است كه فصل گذشته كِني دالگليش در شب كابوس وار فرناندو تورس انجام داد.در حالي كه تـورس و دروگبـا در جلوي خط حمله ي چلسي قرار داشتند و آنلكا از پشت آنان را حمايت مي كرد , هميشه يك بازيكن اضافي در دفاع ليورپول وجود داشت تا مانع پيشروي مرد فرانسوي شود.در غير اينصورت نيز لـوكـاس هميشه حاضر بود تا خط ارتباط با مهاجمان را قطع كند.ديگر تفاوت آشكار دو تيم نيز گِلِـن جانسـون و مارك كِـلي بودند كه در پست وينگ بك هميشه آماده ي رسيدن توپ و اضافه شدن به حمله بودند و اين در حالي بود كه به دليل حضور اين دو نفر , بوسينگوا و كول مجبور به انجام حركات رو به جلوي خود از نقاط عقب تر زمين شده بودند.اين باعث به تأخير افتادن حملات چلسي بود.از طرف ديگر مدافعين چلسي مجبور به دقت بيشتر در مواقع اضافه شدن اين دو نفر ( گِلِـن جانسـون و مارك كـِلي ) در فاز حمله نيز شدند.
 
به طور معمول در دو حالت اين تركيب ناكارآمد خواهد بود:
 
1.وقتي تيم مقابل با تك مهاجم بازي مي كند ( مانند 1-1-4-4 و 1-3-2-4 ) اين ريسك وجود دارد كه عملاً دو مدافع از سه مدافع از جريان بازي خارجْ و تلف شوند و برتري عددي در بقيه ي نقاط زمين به تيم حريف برسد.
 
2.وقتي تيم مقابل با سه مهاجم بازي مي كند و از داشتن وينگـرهايي سود مي برد كه توانايي استفاده ي كامل از عرض زمين را دارند ( مانند 3-3-4 ).در اين حالت مدافعين مركزي در راستاي كمك به وينگ بك ها به عرض مي روند و اين شانس برتري تك مهاجم حريف را در مقابل تك مدافع باقيمانده افزايش مي دهد.
 
نــتـيـجـه

 

 

با توجه به تعداد تيم هايي كه امروزه با تك مهاجم بازي مي كنند شايد 2-5-3 تركيب مناسبي براي استفاده ي مداوم چلسي نباشد اما مي تواند به عنوان راهكار سوم در كنار 3-3-4 و 1-3-2-4 ( سيستم هاي مورد علاقه ي وياس بواس ) به كار گرفته شود.اين سيستم به صورت بالقوه مي تواند سلاح مرگباري براي مقابله با تيم هاي انگليسي داراي تركيب 2-4-4 باشد يا در صورت تغيير سيستم حريف از بازي با يك مهاجم و تبديل آن به دو مهاجم در اواسط بازي , وياس بواس مي تواند با آوردن مـَك اِكـران ( Mc Eachran ) جاي مالـودا , فرستادن ميكـل به دفاع و دادن آزادي بيشتر به بـوسينگـوا و كـول , سيستم خود را از 3-3-4 به 2-5-3 تغيير دهد.
 
در فوتبال رو به تكامل امروزي , قابل اعتماد ترين متحـد , انعـطاف پذيري تاكتيكي است.افتادن در دام اين سيستم در گذشته اين امكان را به چلسي مي دهد كه در آينده دوستان خود را ( 3-3-4 ) نزديـك و دشمنان خود را ( 2-5-3 ) نزديـك تر نگــه دارد! ( اشاره به بازي فصل گذشته ي چلسي مقابل ليورپول و استفاده ي دالگليش از اين تاكتيــك )